به جز نور ضعیف، همه چیز خیلی خوب است! جز اینکه می توانستی از مقعد زن استفاده کنی. اما می بینید که مرد از اینکه خانم را به ارگاسم برساند و خودش به ارگاسم برساند کاملا راضی بود! اما شاید او فقط کمی وقت گذاشته تا استراحت کند و برای یک بار دیگر برود؟
کنت| 22 چند روز قبل
هر مردی با این نوع دستکاری و بازی، اشتهایش را باز می کند، بالاخره آدم خوش شانسی.
لئوپولد| 29 چند روز قبل
نمیدونم کی داره به کی لعنتی میکنه؟؟؟؟؟
لینا| 20 چند روز قبل
ممنون، مطالب خوبی بود!!!
Møge| 6 چند روز قبل
به خانم بالغ توصیه شده بود که رابطه جنسی داشته باشد - تا جوانی خود را طولانی کند. البته، برای تسریع در روند او می خواست خود را به دو نفر در یک زمان. احساس سیری در زندگی خصوصی او را دوباره جوان و پرانرژی می کند. تو راه درست را می روی، فراو!
وسوولود| 56 چند روز قبل
این ایده خیلی خوبی بود که صاحب کافه همسرش را پشت پیشخوان بگذارد. مشتریان دسته دسته آمدند. بله، همسر نیمفومونی همیشه توجه بیشتری را طلب کرده بود، اما حالا برای تجارت خوب بود. جذابیت های او همیشه در تجارت بود، قهوه و همچنین الکل فروخته می شد و حتی افراد همیشگی خود را داشت. حتی یک باریستا هم می توانست به شهرت برسد اگر شوهرش اهمیتی نمی داد.
پینار| 17 چند روز قبل
ممممم باحاله
تیموخا| 5 چند روز قبل
بیدمشک بلوند بدون دیک خسته شد و معشوقه خود را به دنبال ماجراجویی سوق داد. و او آن را ... روی الاغش پیدا کرد! برای مدت طولانی او سوزش داغ این گل میخ را در کیسه بیضه خود به یاد می آورد.
جوجه ها کنده اند
به جز نور ضعیف، همه چیز خیلی خوب است! جز اینکه می توانستی از مقعد زن استفاده کنی. اما می بینید که مرد از اینکه خانم را به ارگاسم برساند و خودش به ارگاسم برساند کاملا راضی بود! اما شاید او فقط کمی وقت گذاشته تا استراحت کند و برای یک بار دیگر برود؟
هر مردی با این نوع دستکاری و بازی، اشتهایش را باز می کند، بالاخره آدم خوش شانسی.
نمیدونم کی داره به کی لعنتی میکنه؟؟؟؟؟
ممنون، مطالب خوبی بود!!!
به خانم بالغ توصیه شده بود که رابطه جنسی داشته باشد - تا جوانی خود را طولانی کند. البته، برای تسریع در روند او می خواست خود را به دو نفر در یک زمان. احساس سیری در زندگی خصوصی او را دوباره جوان و پرانرژی می کند. تو راه درست را می روی، فراو!
این ایده خیلی خوبی بود که صاحب کافه همسرش را پشت پیشخوان بگذارد. مشتریان دسته دسته آمدند. بله، همسر نیمفومونی همیشه توجه بیشتری را طلب کرده بود، اما حالا برای تجارت خوب بود. جذابیت های او همیشه در تجارت بود، قهوه و همچنین الکل فروخته می شد و حتی افراد همیشگی خود را داشت. حتی یک باریستا هم می توانست به شهرت برسد اگر شوهرش اهمیتی نمی داد.
ممممم باحاله
بیدمشک بلوند بدون دیک خسته شد و معشوقه خود را به دنبال ماجراجویی سوق داد. و او آن را ... روی الاغش پیدا کرد! برای مدت طولانی او سوزش داغ این گل میخ را در کیسه بیضه خود به یاد می آورد.